|
آیا هیچ وقت در سرزمین شادی بوده ای؟ جایی که همه همیشه خوشحالند جایی که همه در باره شادترین چیزها شوخی می کنند و آواز می خوانند جایی که همه چیز محشر است و هیچ خیالی نیست؟ هیچ کس هیچ غمی ندارد و تا بخواهی لبخند و خنده است؟ من در سرزمین شادی بوده ام! اگر بدانی چقدر کسل کننده است!!!!! "شل سیلور استاین"
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط هانی
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 11:18 بعد از ظهر توسط رکسانا
|
دمی با غم بسر بردن جهان یکسر نمی ارزد به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد به کوی می فروشانش به جامی بر نمی گیرند زهی سجاده و تقوی که یک ساغر نمی ارزد رقیبم سرزنش ها کرد کزین باب رخ برتاب چه افتاد این سر مارا که خاک در نمی ارزد شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی ارزد چه آسان می نمود اول غم دریا به بوی سود غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی ارزد تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی که شادی جهان گیری غم لشکر نمی ارزد چو حافظ در قناعت کوش و از دنی دون بگذر که یک جو منت دونان دوصد من زر نمی ارزد
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط هانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 10:13 قبل از ظهر توسط بهزاد
|
من و مزرعه یه عمره چشم به راه یه بهاریم زیر شلاق زمستون ضربه ها رو میشماریم توی این شب غیر گریه کار دیگه ای نداریم هرکی خوابه خوش به حالش ما به بیداری دچاریم تن این مزرعه ی خشک تشنه ی بذر دوبارست شب پر از حضور تلخ جای خالیه ستاره ست مزرعه دزدیدنی نیست فردا میلاد بهاره دیگه این مزرعه هرگز ترسی از خزون نداره نفس بکش... نفس بکش... اینجا نفس غنیمته توی سکوت مزرعه صدای تو یه نعمته نفس بکش...
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط هانی
|
۱) زمان خیلی چیزا رو عوض می کنه... خیلی چیزا با گذشت زمان بهتر میشن و خیلی چیزا هم ... دلم نمی خواست اون کلمه رو بنویسم ...خودتون می تونین حدس بزنین.! *** ۲) وقتی که بیشتر فکر می کنم میبینم که مفاهیم خوب بودن و بد بودن نسبی هستن...این خوبی و بدی رو ما تعیین می کنیم...شاید یه تغییر کوچک توی دیدگاه ها و نگرشامون همه چیز رو حل کنه....شاید یه لحظه عاقلانه فکر کردن از تباه شدن هزاران لحظه از لحظات زندگیمون جلوگیری کنه! ۳)چقدر حیفه که نمی تونیم ارزش ها رو توی ذهنمون درست طبقه بندی کنیم! ۴) باز هم این زمانه که نتیجه ی عملکردهای غلطمون رو به ما باز میگردونه!...و وقتی میفهمیم که....شاید.....خیلی دیر شده.....شاید ...خیلی از ارزشامون تباه شده..... ۵) ولی این رو فراموش نکنیم که هر وقت اراده کنیم ...میتونیم خیلی چیزا رو عوض کنیم! شاید اراده ی ما هم به اندازه زمان تاثیر گذار باشه....شایدم خیلی بیشتر.....
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط رکسانا
|
|